تبليغاتX
به وب‌ سايت نقشبنديه خوش آمديد:: لطفاً با درج نظرات خود و شركت در نظرسنجي، ما را همراهي كنيد! :: براي استفادۀ بيشتر از وبلاگ، آرشيو مطالب(نوشته‌هاي پيشين) را هم ملاحظه فرماييد:: بخشهايي از اين وبلاگ هنوز تكميل نشده و به اميد خدا به تدريج تكميل مي‌شود نقل مطالب با ذكر منبع بلا مانع است ::   نقشبندیه
در باب عرفان، طربقت نقشبندي و مشايخ هورامان

« نقشبندي طريقتي است منسوب به خواجه بهاء‌الدّين محمّد نقشبند بخارايي(791 ـ 717 هـ). ولي بهاءالدّين را بنيانگذار و مؤسس آن نمي‌توان شمرد، طريقة او به حقيقت دنبالة طريقة خواجگان است، طريقه و سلوكي كه خواجه يوسف همداني(535 ـ 440هـ) و خواجه عبدالخالق غجدواني(575 ـ493 هـ)، بنيان نهاده بودند...

اين طريقت بر سنّت و شريعت و دوري از بدعت استوار است و تأكيد دارد و همين باعث شده است كه در شرق و غرب جهان اسلام،گسترش يابد و به خصوص، روش عرفاني علما و فضلا و ادبا و فقهاي اسلام بشود؛ شيخ ابن‌حجر هيتمي (974 ـ 909 هـ.)، عالم و فقيه مشهور اهل سنّت گفته است:« الطريقة العلية السالمة من كدورات جهلة الصوفيه، هي الطريقة النقشبندية »...


ادامۀ مطلب
+  ساعت 6:43 بعد از ظهر     | 

  تزكيه:پاك‌كردنِ‌درون از رذائل.رجوع‌كنيدبه: تهذيب.

مکاشفه:...يعنی حصول امری عقلی به ناگاه و به شکل الهام٬بدون فکر وطلب؛يا ازميان رفتن حجاب تا حالات متعلق به آخرت آشکار گردد...

  مجذوب:جذب‌شده،دراصطلاح،كسي‌است‌كه خدا او را جهت خود برگزيده ‌و به آبِ ‌قدس،پاك كرده و چنين كسي بي‌جهد و رنج به مقامات ‌ِعالي رسد...


ادامۀ مطلب
+  ساعت 6:25 بعد از ظهر     | 

  پيش از هرچيز به اختصار دربارة تصوّف و طرايق عرفاني سخن مي‌گويم.

  هدف نهايي تصوّف، تزكية نفس و زدودن خاشاك تعلّقات زودگذرِ مادي از درون آدمي است در قرآن كريم تزكية نفس سببِ رستگاري و عدمِ تزكيه باعث خُسران و زيان دانسته شده است:« قَد اَفلَحَ مَن زَكّيها . و قَد خابَ مَن دَسّيها».

عالمان و عارفان و پيشوايانِ مسلمان، تبعيّت كامل از پيامبر عظيم‌الشّأن اسلام(ص) را موجب رسيدن انسانها به رستگاري و كمال و پاية بندگي حقيقي دانسته‌اند: 

  محال است سعدي به راه صفا       توان رفت جز در پي مصطفا

اين بزرگان در راه تزكيه و تهذيب و عبادت و كسب اخلاص و مبارزه با نفس و پيروي از سرور عالم(ص) به جان و دل كوشيده‌اند و چون به كمال رسيده و جامة ارشاد پوشيده‌اند به احياي علوم دين پرداخته و تجاربِ خويش را در اختيار رهروان قرار داده و راهبر و قلاووزِ سلوك ايشان گشته‌‌اند و چون به مصداق الطُرقُ الي اللهِ بِعددِ انفاسِ الخَلايق ، هر كدام به گونه‌اي اين راه را پيموده‌‌اند، از اين رو فرقه‌ها و طرايق و سلسله‌هاي مختلفي به وجود آمده است و اغلب اين طرايق به نام مؤسس آنها شناخته مي‌شود. طريقه‌هاي مشهور تصوّف ـ كه هنوز در جايْ جاي جهان اسلام و از جمله در كُردستان رواج دارند ـ عبارتند از: طريقه‌هاي: «قادريه»‌ (منسوب به حضرت امام عبدالقادر گيلاني غوث الأعظم 561 ـ 471 هـ .ق)، «كُبرويّه»(منسوب به حضرت شيخ احمد نجم‌الدّين كُبري 618 ـ 540 هـ .ق)، «سُهرورديه» ( منسوب به شيخ شهاب‌الدّين عمر سهروردي 632 ـ 539 هـ .ق)، «چشتيه» ( منسوب به خواجه معين الدّين چشتي633 ـ ؟ هـ .ق)، «مولويه» ( منسوب به حضرت مولانا جلال‌الدّين رومي672 ـ 604 هـ .ق)، « نقشبنديه» ـ كه دربارة آن مطالبي خواهد آمدـ و غير اينها [1] .

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1.برپهنة ياد؛ نوشتة عثمان نقشبندي، چاپ اوّل انتشارات كردستان،1379؛ صفحه 18.

 

+  ساعت 6:9 بعد از ظهر     | 

عرفان:(درلغت يعني شناخت). مكتبي كه‌وصول به حقيقت معرفت را ازطريق رياضت‌وتهذيب‌نفس وتامل،جستجو مي‌كند.(رجوع كنيدبه:فرهنگ‌سخن؛دكترحسن انوري؛ذيل عرفان).عرفان دراصطلاح راه وروشي است‌كه طالبان‌حقّ براي نيل به مطلوب وشناسايي حقّ برمي‌گزينند.گفته‌اند شناسايي‌حقّ،به دوصورت ميسر است:يكي به‌استدلال،ازاثر به مؤثر،ازفعل به صفت واز صفت به ذات كه مخصوص انبياءواولياوعرفا است. اين‌معرفت‌شهودي،هيچ‌كس‌ را جز مجذوب‌ مطلق دست‌نمي‌دهد مگربه سبب طاعت وعبادت آشكاروپنهان،قلبي‌وروحي‌وجسمي.عرفان،خود بردوگونه يادو بخش است: عرفانِ‌عملي:سيروسلوك‌ووصل‌و‌فنا وعرفانِ‌نظري،يعني بيان ضوابط وروشهاي كشف وشهود.(رجوع‌كنيدبه: فرهنگ‌اصطلاحات وتعبيرات عرفاني؛دكتر سيّدجعفر سجادي؛كتابخانة‌طهوري؛چاپ‌چهارم،تهران؛صفحه577‌).

  عارف: دراصطلاح كسي است كه حضرت الهي او را به‌ مرتبةشهود ذات واسماء وصفات خود رسانيده واين مقام ازطريق حال ومكاشفه براوظاهر گشته نه از طريق علم ومعرفت. عارف ازوجود مجازي خود،محو وفاني گشته است وعبادت حقّ را ازآن جهت انجام مي‌دهد كه او رامستحقّ عبادت مي‌داند،نه جهت اميدِ ثواب وخوف عِقاب(عذاب)، عارف كسي است كه مقام تزكيه وتصفيةنفس را طي كرده واسرار حقيقت را دريافته باشد.(رجوع‌كنيدبه: فرهنگ‌اصطلاحات وتعبيرات عرفاني؛دكتر سيّدجعفر سجادي؛كتابخانة‌طهوري؛چاپ‌چهارم،تهران؛صفحات566-565‌).به‌عارف،ولي هم مي‌گويند.جمع‌عارف،عرفا وعارفان وجمع‌ولي اوليا است.(شرح كلماتي كه زيرآنها خط كشيده‌شده‌است،ان شاءا... بعداً خواهدآمد). 

    ارشاد:راه‌ِراست نمودن‌وراه به حقّ نمودن ومرشد به معني راهنما وپير وكسي است‌كه‌ خود به كمال رسيده ،خداوند را نيك مي‌شناسدوديگران را به سوي او رهنمون مي‌شود.

    سلسله:ترتيب واسامي پيرانِ‌طريقت (است) تا به اسم يكي از ناموران اهلِ‌ارشاد رسد.فرقه‌اي ازتصّوف است كه مؤسس آن يكي ازمشايخ است وپس از اوجانشينانش يكي‌پس‌ازديگري،پيشوايي‌فرقه رابرعهده دارند:سلسلة‌ذهبيه؛سلسلة‌نعمة‌اللهيه.(لغت‌نامة دهخدا؛ذيلِ‌سلسله). سلسلةنقشبنديه=طريقة‌نقشبنديه.

   طريقت:طريقه،روش‌وتيره،مسلك...دراصطلاح‌صوفيان،طريقي‌است‌كه رسانندةكسان به‌سوي خداي‌تعالي است،چنانكه شريعت راهي‌ است‌كه انسان رابه بهشت مي‌رساند،وطريقت اخصّ‌ازشريعت است،زيراطريقت هم مشتمل‌براحكام شريعت ازقبيل‌اعمال‌صالحِ‌بدني‌واجتناب ازمحرّمات‌ومكروهاتِ‌عمومي وهم مشتمل براحكام خاصّي است مانند اعمال قلبي واجتناب ازهمةماسوي‌الله(غيرخدا)....(لغت‌نامة دهخدا؛ذيلِ‌‌طريقت).

+  ساعت 6:4 بعد از ظهر     | 

 

ای نام تو بهترين سرآغاز

 

به نام  عزيزی که هرکس سر از وی بتافت        

 به هر در که او رفت عزت نيافت

و سلامی چو بوی خوش آشنايی...

 در اين وبلاگ -به اميد خدای- مطالبی درباره عرفان و نيز بعضی ازطرايق عرفانی موجود٬مخصوصاً طريقه نقشبنديه درج خواهد شد.              

درپناه خدا باشيد! 

                                             مدد !

تمنّای قبولش دارم و دانم که نا اهلم

مدد يا روح شاه نقشبند و غوث گيلاني!

 

+  ساعت 3:10 بعد از ظهر     |