عابدة ناسكة مكرّمه شيخزاده سيده حفصه خانم نقشبندی،فرزند گرامي حضرت شيخ محمّد علاءالدّين و خواهر حضرت شيخ محمّد عثمان سراجالدّين دوم، پس از بيش از نيم قرن خدمت خالصانه به اسلام و مسلمانان بامداد روز دوشنبه پانزدهم مردادماه 1386 در هنگام اقامة نماز صبح و در حالت سجده جان به جانان سپرد ـ رحمةالله عليها و طاب الله ثراها.
ايشان به امر والد عارف واصل خويش حضرت علاءالدين در حدود سال 1332 شمسي به اتّفاق همسرشان مرحوم شيخ نصرالدّين بن شيخ كامل نقشبندی از بيارة شريفه به منطقة تالش(در استان گيلان) نقل مكان كردند و با برگزاري مجالس ذكر و وعظ زنانه مشغول خدمت به طريقت و شريعت گشتند، اين بانوي پارسا همچنين با تجويز داروهاي گياهي به مداواي بيماران ميپرداختند و منزل ايشان همواره كهفالمساكين و پذيراي مريدان و بيماران و مستمندان بود.
پيكر پاك اين بانوي نمونة پرهيزكار به درخواست مريدان نقشبندی و علاقهمندان وي در كنار منزل مسكوني ايشان در «اسالم» به خاك سپرده شد.
وبسايت « نقشبنديه » درگذشت شيخزاده سيّده حفصه خانم نقشبندي را به خاندان خدمتگزار و بزرگوار نقشبندی، عموم مسلمانان به ويژه مريدان و منسوبان طريقة نقشبنديه و مردم معتقد تالش و هشتپر و اسالم تسليت ميگويد.
خداوند اين بانوي بزرگوار ارجمند را با انبياء و اوليا و اجداد پاكنهاد او محشور و به ديدار خويش مسرور كند ـ بمنّه و عميم احسانه.
ملامتی بودن واسقاطِ تكاليف
اشاره: مخالفين عرفان ميگويند كه: عارفان به اسقاط تكاليف معتقدند و اسقاط تكاليف به اين معناست كه هنگامي كه انسان به كمال برسد ديگر تكاليف و فرايض شرعي از وي ساقط ميشود و لزومي ندارد كه عبادت كند و به اوامر و نواهي شرعي پايبند باشد.
در اين مقاله با استناد به سخنان تني چند از عارفان بزرگ ثابت شده است كه مراد از اسقاط تكاليف برداشته شدن و رفع تكاليف و عبادات نيست بلكه منظور اين است كه سختي انجام عبادات و تكاليف براي عارفان از ميان ميرود و آنها از انجام عبادت لذّت ميبرند و در واقع اين كلفت و دشواري انجام فرايض است كه ساقط ميشود نه خود تكاليف و فرايض.
در اين مقاله همچنين كوشيده شده است كه دربارة مفهوم «ملامتي بودن» توضيح داده شود.
...« از غزّالی سؤال ميكنند كه آيا اشتغال به تكاليف شرعی برای سالك موجب نميشودكه وی از نزديك شدن به حقّ باز ماند؟ غزّالی جواب ميدهد: نه، حتّی كسی هم كه به مقام ولايت و دوستی حق تعالی رسيده است، باز احتمال دارد كه فريب شيطان را بخورد [دم به دم ما بستةدام نَويم/ هر يكی گر باز و سيمرغی شویم] و لذا نبايد دست از نماز و عبادات ديگر بردارد، در مورد اذكار نماز هم، غزّالی ميگويد كه در حقيقت گفتن اذكار نماز تكليف (به معنی كلفت وسختی كشيدن) نيست،ذكر گفتن برای كسی كه عاشق خداوند است مانند غذا خوردن برای شخص گرسنه است، و همانطور كه گرسنه از خوردن غذا لذّت ميبرد، وَلی هم از ذكر گفتن كه در واقع غذای جان اوست، لذّت ميبرد، پس اصلاً تكليف و تكلّف در آن نيست »...