اشاره: آنچه در پي ميآيد بخشهايي است از گفتگوی مجلة تركي «تصوّف» با پرفسور حامد الگار استاد دانشگاه كاليفرنيا كه در دوران دانشجويي به دین مبین اسلام گرويده و سالهاست كه مشغول تحقيق در باب تصوّف و طريقت نقشبندی است. در این مصاحبه در باب گستردگی طریقت نقشبندی، تاثير آن در گسترش اسلام،مطابقت اين طريقت با شريعت اسلام و جهاد پيروان اين طريقت با دشمنان دين سخن رفته. ترجمة فارسي اين مصاحبه در فصلنامة اطلاعات حكمت و معرفت به چاپ رسيده است:
ـ در کل چه چيز باعث شد شما به تحقيق درباره تصوف و مخصوصاً نقشبنديه بپردازيد؟
... نقشبنديه طريقتي است که در تمام عالم اسلام گسترده است و نه تنها درتاريخ که امروز نيز در عرصههاي معنوي، فرهنگي و سياسي نقش مهمي ايفا ميکند. به نظر من يکي از ويژگيهاي نقشبنديه اين است که بين طريقت و شريعت به موازنه کاملي معتقد است. اين البته درتمام طريقتها وجود دارد اما نقشبنديه دراين موضوع موفقتر بوده است. ديگر اين که من، در دوران جواني سفر کردن را خيلي دوست داشتم. تحقيق و مطالعه درباره نقشبنديه بهانه خوبي براي مسافرت بود. لطف خدا نصيبم شد و از بوسني تا مالزي به سرتاسر جهان اسلام مسافرت کردم.
ـ به نظرشما، صوفيان درطول تاريخ چه چيزهايي را با فرهنگ اسلام ترکيب کرده اند و براي انسان امروز چه چيزي دارند؟
از همه چيز مهمتر اين است که تصوف عملي ترين راه وفادار ماندن به سنّت پيامبر(ص) است. بسياري از مسلمانان با پيوستن به طريقتي اصيل، وفاداري به سنّت رسول الله را به عرصه عمل ميآورند. به اين ترتيب صوفيها از زمان پيامبر(ص) تاکنون نوعي تداوم و استمرار را ايجاد کردهاند.
ـ استاد! درکتاب هاي فقهي و کلامي غالباً با اصطلاحاتي چون قاعده، قانون، حکم و فتوا مواجهيم امّا در آثار عرفاني معمولاً سخن از دوست داشتن و محبت و عشق به ميان ميآيد. شايد مهمترين خدمت عرفان و تصوّف به جامعه اسلامي ، تزريق همين معنويت و محبت باشد.
قطعاً همين طوراست. اما بايد توجه داشت که اين محبت، صرفاً در لفظ و بيان نيست. صوفيان، به ويژه نقشبنديان با برخورداري از همين محبت، دست به جهاد هم زدهاند. اين وضع درحال حاضر درقفقاز و چچن ادامه دارد. اصولاً موضوعي در اسلام نيست که صوفيان خدمتي به آن نکرده باشند. اين طور نيست که صوفيان و عرفاي بزرگ، مثلاً ابن عربي، امام رباني، و يا عبدالقادرگيلاني، درزندگي و آثار خود فقط به جنبه اي از جوانب اسلام پرداخته باشند. آنها به اسلام به عنوان نظامي يکپارچه پرداخته اند. امروزصوفيان قادرند با زبان خود مسلمانان را دوباره با اسلام آشنا کنند، اما در استفاده از واژه صوفي بايد دقّت داشت. زيرا کساني هستند که خود را صوفي و عارف مي خوانند درصورتي که درحقيقت چنين نيستند. منظورم اين است که معنويت به تصوّف محدود نمي شود... .
ـ دليل شدت کينه و تنفر کروات ها (از نقشبنديه) چيست؟ نکند نقشبنديه را عامل گسترش اسلام در بوسني ميدانند؟
سؤال جالبي است. بوسني شرقي منطقه اي کاملاً مسلمان بود و صربها يک مسجد و يک سنگ قبر سالم درآن باقي نگذاشتند. مسلمانان را طرفدارخشونت اعلام مي کنند اما چه خوب بود اگر مسيحيان کمي به اعمال هم کيشان خود توجه مي کردند.
بله، من در بوسني به خانقاه هاي ديگر هم رفتم. برايم جالب بود که صوفيان دراثناي جنگ، گروهي تشکيل داده بودند و يکي ازشيوخ نقشبنديه به نام بهاءالدين حاجي ميليچ نيزفرماندهي اين گروه را به عهده گرفته و عملاً وارد جنگ شده بود. در بوسني چند خانقاه جديد هم ساخته شده و شرکت کنندگان در مراسمشان هم بيشتر جوان هستند. اين اتفاق مسرورکننده اي است...
ـ نظرشما درباره لزوم تاسيس انجمني براي تحقيق آکادميک درخصوص نقشبنديه چيست؟
به نظر من فکرخوبي است. درآمريکا يکي ازشخصيت هاي پاکستاني اقدام به چنين کاري نمود و جمعيتي تحت عنوان Naqshbandi Founation for Islamic Education را تاسيس کرد. البته فعاليت آکادميکي مانند برگزاري کنفرانس يا انتشار نشريه ندارند. من طرح برگزاري يک کنفرانس بين المللي درباره « تاريخ نقشبنديه « را درذهن دارم.
در لاهور مرکزي به نام «حوزه نقشبنديه» تاسيس شده است. مي خواهند نسخ خطي و آثارکمياب مربوط به اين طريقت را جمع آوري و مهمترين آن ها را منتشرکنند. موفقيت و تداوم کارهايشان درآينده مشخص خواهد شد.
مهم تاسيس مراکزنيست، بلکه تداوم کارهاست. ...