دربارۀ كرامات اولياء
مسلماً خداوند بندگاني دارد كه به دين او توسل جستهاند و اعمال خود را براي او خالص نموده و از خطاي خود توبه كردهاند و عمل خير انجام ميدهند و از بدي گريزانند، پس خداوند آنها را دوست دارد و منزلت و مقامشان را بالا ميبرد و درخواست و نيازشان را اجابت ميكند و در دنيا و آخرت با پاداش نيك آنان را عزيز و گرامي ميدارد لذا امداد خود را شامل حالشان ميكند و به وسيلۀ آنان اموري خارقالعاده انجام ميدهد كه بيانگر و آشكار كنندۀ حقانيت دين ايشان و درستي اقوال و عادات آنهاست. پس خداوند دينش را به واسطۀ آنها حمايت و تأييد مي كند و به بركت اخلاق و نور هدايتشان، ايمان را در دل مردم ثابت و تقويت ميكند .
برترين مقامِ كرامت ، پايداري و مداومت بر انجام عمل صالح است، زيرا عادت نَفْس اين است كه شخص را منحرف كند و او را از عمل خير بيزار و ملول نمايد: « إِنَّ النَّفْسَ لأَمَّارَةٌ بِالسُّوءِ إِلاَّ مَا رَحِمَ رَبِّيَ»( يوسف/ آيه 53). پس تسلط بر اميال و مهار افسار آن با مداومت در عمل صالح برترين كرامتي است كه خداوند به بندهاش عطا مي كند .
امور خارق العاده به چهار نوع تقسيم ميشوند :
1- معجزه : امري است خارقالعاده كه به وسيلۀ كسي كه ادعاي نبوت ميكند قبل از پايان رسالتش انجام ميگيرد ، معجزه مختصّ انبياء است.
2- كرامت : امري است خارقالعاده كه به وسيلۀ فردي صالح كه ادّعاي نبوت نميكند انجام ميگيرد و اين نوع، مختصّ عارفان و اولياء خداست .
3- استدراج : امري است خارق العاده كه به وسيلۀ كسي كه نه ايمان دارد و نه عمل صالح انجام ميدهد واقع مي شود و گاهي جنبۀ اهانت دارد مانند آنچه كه براي مُسيلمۀ كذاب رخ داد، هنگامي كه مردي يك چشم به نزد او آمد تا چشمش بينا شود (زيرا رسول خدا (ص) قبلاً مردي نابينا را شفا داده بود) ، وقتي كه مسيلمه دستش را به سوي چشم مرد دراز كرد آن چشم ديگرش هم كور شد . و يا وقتي كه به سر چاه شوري آمد و خواست آن را شيرين كند، در آن آبِ دهان انداخت و آب چاه پايين رفت. كمكهائي كه خداوند با دادن مال و سلامتي و نعمتهاي دنيوي به كافران ميكند هم استدراج است. خداوند متعال ميفرمايد : « سَنَسْتدرِجُهُم مِنْ حَيْثُ لايعلمونَ ( اعراف / 182) « آنها را كم كم گرفتار(و دچار عذاب خود) مي سازيم از راهي و به گونهاي كه نمي دانند ».
4- مَعُونَت (ياري و مساعدت): هر گاه امري غير عادي به وسيلۀ فردي عوام از مسلمانان به صورت عادي انجام گيرد، آن را معونت گويند. مانند شخصي بي سواد كه بدون تمرين و آموزش، قرآن را به طور صحيح از حفظ بخواند .
فرق كرامت با سحر :
مسلماً سحر امري است وَهْمي و خيالي كه حقيقتي ندارد بلكه قوانين و ممارست در اعمالي است كه بيننده خيال ميكند كه حقيقت دارد و حال آنكه چنين نيست. اما كرامت امري حقيقي و خارقالعاده است نه وهمي و خيالي .
جز معتزله و رهروان آنها كسي با كرامتِ اولياء مخالفت نكرده و منكر آن نشده است. و دليل معتزله اين است كه كرامت با معجزه مُشتبه ميشود و نبي از غير نبي تشخيص داده نمي شود .
جواب آن اين است كه : كسي كه كرامت دارد ادعاي نبوت نميكند و اگر بعد از ختم رسالت كسي چنين ادعائي كند گذشته از انكار ولايتش او را كافر ميدانيم. و در نظر علماي سلف كرامت عارف و ولي، معجزهاي است براي پيامبرش، چون مردم بعد از وقوع كرامت از او، ميفهمند كه دين اين پيامبر حق است و اگر چنين نميبود او نيز به وسيلۀ كرامت ياري و تاييد نمي شد، و بدون شك ظهور كرامت موجب تقويت ايمان بيننده يا شنونده نسبت به ديني كه اين شخص از آن تبعيت و پيروي مي كند، ميشود .
دلايل اثبات كرامت :
اوّلاً : از نظر قرآن كريم :
1) خداوند حضرت مريم (س) را با اعطاء ميوۀ تابستاني در زمستان و ميوۀ زمستاني در تابستان گرامي داشت . « ... كُلَّمَا دَخَلَ عَلَيْهَا زَكَرِيَّا الْمِحْرَابَ وَجَدَ عِنْدَهَا رِزْقًا قَالَ يَا مَرْيَمُ أَنَّى لَكِ هَذَا قَالَتْ هُوَ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يَرْزُقُ مَنْ يَشَاءُ بِغَيْرِ حِسَابٍ. (آلعمران / 37) «هر زمان كه زكريا وارد عبادتگاه او ميشد غذاي (تميز و زيادي) را پيش او مييافت به مريم گفت : اين از كجا براي تو مي آيد ؟! گفت : اين از سوي خدا ميآيد خداوند به هر كس كه بخواهد بيحساب و بيشمار روزي ميرساند ».
2) همينطور موقعي كه حضرت مريم (س) دچار درد زايمان شد چشمهاي روان براي او جاري شد ( تا خود را از عوارض زايمان پاكيزه نمايد) و از درخت خرما( كه زير آن بود) خرماي تازه فرو ريخت در حالي كه در آن موقع درختان خرما ثمر نداشتند ( اشاره به آيه 24 و 25 سورۀ مريم) و هم چنين قصۀ اصحاب كهف كه سالياني دراز (309 سال) بدون غذا و نوشيدني به خواب رفتند بدون اينكه اجسادشان پوسيده شود ( كهف / 18 الي 25).
3) حضرت سليمان (ع) (از كار گزارانش) خواست كه تخت پادشاهي بلقيس ملكۀ سبا در يمن را به بيت المقدس بياورند ، وزير ايشان آصف بن بَرخيا قبل از اينكه حضرت سليمان (ع) چشم بر هم نهد آن را حاضر كرد: « قَالَ الَّذِي عِنْدَهُ عِلْمٌ مِنَ الْكِتَابِ أَنَا آَتِيكَ بِهِ قَبْلَ أَنْ يَرْتَدَّ إِلَيْكَ طَرْفُكَ فَلَمَّا رَآَهُ مُسْتَقِرًّا عِنْدَهُ قَالَ هَذَا مِنْ فَضْلِ رَبِّي... (نمل / 40) «(آصف بن برخيا ) كسي كه علم و دانشي از خدا داشت گفت : من تخت (بلقيس) را پيش از انكه چشم بر هم بزني ، نزد تو خواهم آورد. هنگاميكه سليمان تخت را پيش خود آماده ديد، گفت : اين از فضل و لطف پروردگار من است ».
هيچكدام از اين افراد كه كارهاي خارقالعادۀ آنها در فرآن آمده است، پيامبر نبودهاند و نقل اين امور در قرآن كرامات اولياء را ثابت ميكند.
ثانياً : به دليل سنّت نبوي :
[در احاديث صحيح آمده است كه پيامبر(ص) دربارۀ حرف زدن حيوانات با انسانها سخن گفتهاند و اين هم گونهاي كرامت است]: ابوهره (رض) روايت مي كند كه رسول خدا (رض) براي اصحاب قصهاي را نقل كرد و فرمود : يك وقتي مردي سوار گاوي شد، گاو برگشت و به او گفت : براي اين كار خلق نشدهام بلكه براي كشاورزي(شخم زدن) آفريده شدهام. پيامبر خدا (ص) فرمود : من آنرا تصديق مي كنم و ابوبكر و عمر نيز آن را تصديق ميكنند. و نيز فرمود گرگي گوسفندي را گرفت و چوپان او را دنبال كرد، گرگ به او گفت : چه كسي نگهدار گوسفندان است در روز عيد ( كه شما به لهو و لعب مشغوليد) روزي است كه جز من چوپاني ندارد . پيامبر (ص) فرمود : من آنرا تصديق ميكنم و ابوبكر و عمر نيز تصديق مي كنند . (بخاري 3/129) ( در مورد اينكه حيوانات زبان خاص خود را دارند و انسان مي تواند با آنها سخن گويد قرآن كريم در داستان حضرت سليمان آن را تاييد كرده است و علم جديد نيز در اين مورد به موفقيتهائي دست يافته است ).همچنين داستان افتادن صخرهاي بر در غاري كه سه مرد صالح در آن بودند از جملۀ كراماتي است كه در احاديث آمده است.
ثالثاً : به دليل اخبار منقول از صحابه
1- بر اساس آنچه در كتب تاريخي و روايي آمده است، حضرت عمر (رض) در مدينه خطبۀ جمعه ميخواند و لشكر مسلمانان به رهبري ساريه (رض) در نهاوند مي جنگيد و دشمن قصد داشت كه بر كوه دست يابد تا بر مسلمانان مسلط شود، خداوند آن را براي حضرت عمر(رض) نمايان ساخت و بر روي منبر آن را ديد پس در ضمن خطبه فرمود : يا سارية اَلْجَبَلَ الْجَبَلَ و ساريه (رض) با وجود آن همه فاصله صداي حضرت عمر(رض) را شنيد و مسلمانان پيروز شدند. ( صحت خبر را در كشف الخفاء و الالباس فيما اشتهر من الاحاديث علي السنة الناس » تاليف عجلوني 2/380 ملاحظه كنيد . الجَبَل نيز منصوب علي الْاِغْراء است يعني مفعولِ فعلِ محذوفي چون اِلْزام است ( فائدة اغراء ، ترغيب مخاطب به انجام كار پسنديده است ).
در اين خبر دو كرامت هست :
كرامت حضرت عمر (رض) كه از مكاني دور آن واقعه را ديد...
توضیح لوگو: عبارت« بسمه سبحانه و تعالی» به خط حضرت حاج شیخ احمد شمسالدّین نقشبندی،فرزند چهارم حضرت شیخ سراج الدین. مشايخ نقشبندی هورامان همواره عبارت« بسمه سبحانه و تعالی» را (به همين صورت) در آغاز مكتوبات و نامههاي خود مينوشتهاند.