پست ثابت (مطالب جدید در پایین این پست قرار می گیرد)

پر بيننده‌ترين‌ها:

طریقت نقشبندی، مولانا خالد شهرزوری و شیخ سراج‌الدّين

تعريف طريقت نقشبندي

شرح حال حضرت شیخ محمّدعثمان نقشبندی (سراج‌الدّین ثانی)

شرح حال حضرت مولانا خالد ذی‌‌الجناحين نقشبندی شهرزوری

زندگينامة خودنوشتِ علامه ملا عبدالكريم مدرّس

شجره‌نامة حضرت شيخ سراج‌الدّين

نسب‌نامة معنوي حضرت سراج‌الدين

سخني كوتاه درباره تصوّف و طرایق عرفانی

طریقت چیست و چرا لازم است؟

شرح اصطلاحات مهم عرفانی (1)

نمازهاي سنّت و قُرب

معرّفي دو سايت مفيد اسلامي ـ عرفاني

فرزندان شيخ سراج‌الدّين (قدّس سرّه)

گوئيا تعزيت شاه حسام الدين است...

عارفان و تبعیّت از شریعت (بخش اول)

فرزندان،منسوبين و خلفای مولانا خالد

چهارده پند كوتاه از شيخ سلّمي نيشابوري

سالروز درگذشت علامه ملا عبدالکریم مدرس

قلب حضرت شمس‌الدين پس از فوت نيز همچنان ذاكر بوده است

وصيّت حضرت شيخ نجم‌الدّين به فرزندش جناب شيخ نورالدّين

خیاطی كه به بركت يك فرمايش شيخ عالم و شاعر شد

عارفان و تبعيت از شريعت (بخش دوم)

اگر با طريقت نقشبندي آشنايي نداريد، ابتدا مطالب زير را مطالعه كنيد:

سخني كوتاه درباره تصوّف و طرایق عرفانی

طریقت چیست و چرا لازم است؟

تعريف طريقت نقشبندي

نقشبندیان، مصلحان تصوّف اسلامی

شرح اصطلاحات مهم عرفانی (1)

طریقت نقشبندی، مولانا خالد شهرزوری و شیخ سراج‌الدّين

شرح حال حضرت مولانا شاه عبدالله غلامعلي دهلوي

شرح حال حضرت مولانا خالد ذی‌‌الجناحين نقشبندی شهرزوری

شرح حال حضرت شیخ محمّدعثمان نقشبندی (سراج‌الدّین ثانی)

شجره‌نامة حضرت شيخ سراج‌الدّين

فرزندان شيخ سراج‌الدّين (قدّس سرّه)

نسب‌نامة معنوي حضرت سراج‌الدين

فرزندان،منسوبين و خلفای مولانا خالد

عارفان و تبعیّت از شریعت (بخش اول)

در سايتهاي ديگر و به زبانهاي ديگر:

آشنايی با طريقت نقشبندی(يك مقالة مفصل)

النقشبندیة...منهجها وأصولها وسندها ومشائخها

ته‌ریقه‌ت چیه‌ و بۆچی پێویسته‌ ؟

بۆچی ناوی ته‌ریقه‌ت له‌ ناو ئه‌صحابه‌ و تابعیندا نه‌بوو؟

ته‌ریقه‌تی نه‌قشبه‌ندی و مه‌ولانا خالید و شێخی سیراجوددین

TheNaqshbandi Shaikhs of Hawraman and the heritage ofKhalidiyya-Mujaddidiyya inKurdistan

بخش كُردي وبلاگ نقشبنديه

تاریخ آخرين بروز رساني: 14/7/99

>> ویژه: شرح حال مختصر تمام پيشوايان طريقت نقشبنديه

>> لينك و عناوين تمام مطالب منتشر شده در وبلاگ از آغاز تا كنون

تعريف طريقت نقشبندي

                        (به مناسبت سومین سالگرد تأسيس وبلاگ نقشبنديه)

در ميان اقوال برخي از پيران طريقت نقشبندي، به سخناني برمي‌خوريم كه تعريف‌گونه‌يي است از اين طريقه. بعضي از متأخّرين نقشبنديه نيز كوشيده‌اند بر اساس اقوال مشايخ و اصول و سنن متبعه به تعريف اين طريقه بپردازند.

بديهي است كه تعريف در اينجا از نوع تعاريف دقيق علمي و حدود مصطلح منطقي نيست. اين تعريفات در حقيقت بياني است از تجارب روحي و وصفي از مشاهدات و مكاشفات و تصويري از حيات دروني، و گاه ذكرِ غايت و عَرَض است و گاهي شرح آنچه بر صوفيه بايسته است از عبادات و مجاهدات و رياضات.

1.       بهاءالدّين نقشبند گويد:« طريقۀ ما از نوادر است. عروة الوثقی است. چنگ در ذيل متابعتِ سنّتِ مصطفی ـ صلّی الله عليه و سلّم ـ زده‌ايم و اقتدا به آثار صحابۀ كرام او (رض) نموده».

2.       خواجه علاءالدّين عطّار (متوفی 802 ق) گفته است: « طريق حضرت خواجۀ ما(بهاءالدّين نقشبند)ـ قدّس سرّه ـ اختيار فقر بود، و ترك دنيا و قطع تعلّقات و تجرّد كلّي و نفي ماسوی و همواره انفاس قدسيۀ ايشان در اثبات فقر و محبّتِ فقرا بود و فدا و ايثار ايشان در حدّ كمال بود».

3.       عبدالرّحمن جامي (897 ـ 817 ق) گويد:« طريقۀ ايشان(نقشبنديان) اعتقاد اهل سنّت و جماعت است و اطاعت احكام شريعت و اتّباع سنن سيّدالمرسلين ـ صلّی الله عليه و سلّم ـ و دوام ِعبوديت كه عبارت است از دوام آگاهي به حق ـ سبحانه ـ بي‌مزاحمتِ شعور به وجودِ غيري»

....

5.       شيخ عبدالله دهلوي ( ملقّب به غلام علي. متوفی 1240 ق) گفته است:« حاصل اين طريقۀ شريفه، دوام حضور و دوام آگهي است به حضرت ذات الهي ـ سبحانه ـ با التزام عقيدۀ صحيحه موافق اهل سنّت و جماعت و اتّباع سنّت نبويه».

۶.  محمد بن سليمان بغدادي به نقل از رسالۀ شيخ مراد ازبكي، تعريفي جامع آورده است [: طريقۀ نقشبنديه، همان طريقۀ صحابۀ كرام است كه بر اصل خود باقي مانده و اينان نه بر آن افزوده‌اند و نه از آن كاسته‌اند و آن طريقه، عبارت است از دوام بندگي خداوند در ظاهر و باطن با كمال التزام عملي به سنّت نبوي و در پيش گرفتن عزيمت۱ و اجتناب كامل از بدعت و رخصت۱ در همۀ حركات و سكنات اعمّ از عادت‌ها و رفتارها به همراه دوامِ بودن در حضور خدا به شيوۀ بي‌خودي و بي‌وجودي و فنا].

اين تعريف كه جامع‌ترين تعريفات است در اكثر كتب متأخّرين نقل شده است.

شريعت و سنّت ـ آنچه از اين تعريفات برمي‌آيد، اين است كه همۀ مشايخ متّفقاً گفته‌اند كه: ركن ركين طريقت نقشبندي، التزام شريعت است و اتّباع سنّت. در كلمات «خواجه بهاءالدّين نقشبند» و ديگر پيشوايان اين طريقه، جاي جاي بدين معني اشاراتي مي‌يابيم.

از بهاءالدّين پرسيدند: « شما را به چه توان يافت؟ فرمودند به تشرّع». و نيز همو گفته است:« مسلماني و انقياد احكام و رعايت تقوی و عمل به عزيمت۱ و دور بودن از رخصت‌ها۱، به قدر قوّت، همه نور و صفا و رحمت است، و واسطۀ وصول به درجات ولايت است». و در شبي كه بهاءالدّين را از خود غيبتي افتاده بود، در واقعه، «خواجه عبدالخالق غجدواني» بدو گفته بود كه: « در همۀ احوال، قدم بر جادۀ شريعت و استقامتِ امر و نهي مي‌بايد نهاد و عمل به عزيمت۱ و سنّت مي‌بايد كرد و از رخصت‌ها۱و بدعت‌ها نيك دور مي‌بايد بود و در همۀ احوال و افعال و اقوال،احاديثِ مصطفی (ص) را پيشواي خود مي‌بايد داشتن و دايماً متفحّص و متجسّس از اخبار رسول(ص) و آثار صحابۀ كرام او (رض) مي‌بايد بودن و در عمل به موجب آن كوشيدن».

و نيز خواجه بهاءالدّين« مي‌فرمودند: ما هرچه يافتيم به فضل، به بركت عمل كردن به آيات قرآن و احاديث نبويه و طلب كردن نتيجه از آن عمل و رعايتِ تقوی و حدود شرعيه و قدم زدن در عزيمت و عمل كردن به سنّت و جماعت و اجتناب از بدعت بود».

و خواجه عبدالخالق غجدواني در وصايا مي‌گويد: « بر تو باد بر سنّت و جماعت، ملازمت نمايي و بر طريقتِ سنّت قدم زني كه هرچه نو بيرون آورده‌اند، آن مخالف سنّت و جماعت است...».

در گفتار اخلافِ بهاءالدّين نقشبند نيز از اين دست سخنان بسيار هست، خاصه در كلمات «شيخ احمد فاروقي مجدّد الف ثاني»،كه در تمسّك به شريعت و اتّباعِ سنّت از اسلافِ خود پيشتر رفته بود.

متن كامل و توضيحات بيشتر را در ادامۀ مطلب  بخوانيد!

ادامه نوشته

طریقت چیست و چرا لازم است؟

توضیح:

نگارندة این مقاله كوشیده است به پرسشهای زیر به اختصار پاسخ دهد:

۱. طریقت چیست و چرا لازم است؟

۲. آیا در زمان حضرت رسول(ص) تصوّف و طریقت وجود داشته است؟

۳. چرا اهل طریقت را «صوفی» می‌گویند؟

 

 

نوشتة: مختار امینی

   

    طریقت، در عرف علمای اهل تصوّف، به معنای سلوك و اتخاذ طریقِ تهذیب(پاك كردن) نفس از صفات رذیله است تا انسان بتواند بیشتر به معرفت ذات و صفات خداوند پی ببرد و ایمانی پاك و بی‌آلایش به حضرت احدیت حاصل و او را چنان عبادت كند كه مورد رضای اوست.

خداوند در قرآن كریم می‌فرماید: «وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنسَ إِلَّا لِیعْبُدُونِ (جن و انسان را نیافریدم جز براى آنكه مرا بپرستند). ذاریات/56»  و نیز:« وَمَا أُمِرُوا إِلَّا لِیعْبُدُوا اللَّهَ مُخْلِصِینَ لَهُ الدِّینَ... ( هیچ امری به آنان نشده، جز آن كه با اخلاص در دین، خداوند را عبادت كنند).بینه/5» و نیز:« أَلَا لِلَّهِ الدِّینُ الْخَالِصُ... :( آگاه باشید كه آیین پاك و عبادت و دین بی غل و غش تنها از آن خداست) زمر/ 3»  و نیز پیامبر اسلام(ص) در حدیثی می‌فرمایند:« العبادة أن تَعبُدَ اللهَ كأنّكَ تراهُ، فَإنْ لَمْ یكُن تراهُ، فَإنّهُ یراك (عبادت آن است كه خداوند را چنان بپرستی كه گویی او را می‌بینی و اگر تو او را نمی‌بینی،[بدان كه] او تو را می‌بیند)».

پس تصوّف ـ كه لبِّ قرآن و سنّت است ـ یعنی همین و لازم است كه هر مسلمانی كوشش كند تا به ایمانی راسخ و مستحكم و روشن و پویا، دست یابد و بتواند هرچه بیشتر و بهتر، موجبات رضای حقّ را فراهم سازد و این كار، جز با انجام فرمانها و دستورات آسمانی و عمل به سنّت پاك نبوی و رعایت كامل قوانین شرع مقدّس و فرایض و عبادات روزانه و تمسّك به مرشدی آگاه و كامل و مكمّل ـ كه امری انكارناپذیر و ضروری است ـ میسّر نمی‌گردد.

انسان بدون وجود راهنما به هیچ هدفی نمی‌رسد و برای همین است كه خداوند متعال، پیامبران را ـ از آدم تا خاتم(ص) ـ مبعوث فرموده ورسالتی چنین بزرگ (تعلیم توحید و یكتاپرستی و هدایت مردم) به آنها محوّل كرده است.

   بعد از اتمام رسالت ـ با بعثت حضرت محمّد(ص) ـ این وسیله، (تعلیم و تزكیه) بر دوش علما و اولیاست تا وسیلة تبلیغ و هدایت انسانها به سوی ذات احدیت باشند و بر مسلمانان لازم است كه برای نیل به این مقصود، علمای كرام را وسیلة تعلیم امور شرع و اولیای كامل و مكمّل را وسیلة تزكیة نفس خویش قرار دهند، به مفاد این آیات شریف:« یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُواْ اتَّقُواْ اللّهَ وَابْتَغُواْ إِلَیهِ الْوَسِیلَةَ... ( اى كسانى كه ایمان آورده‏اید از خدا پروا كنید و به سوی او وسیله بجویید) مائده/ 35»  و  «یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُواْ اتَّقُواْ اللّهَ وَكُونُواْ مَعَ الصَّادِقِینَ (اى كسانى كه ایمان آورده‏اید از خدا پروا كنید و با راستان باشید) توبه/ 119)».   مفسرّان این معیت و كونیت را (كه در آیه آمده) معیت جسمی و روحی می‌دانند كه یعنی به دستورات و فرمایشهای آنان ـ كه مبتنی بر شریعت و سنّت است ـ گوش هوش فرادهیم و عزم طاعت و اخلاص جزم كنیم تا به سراپردة مقصود برسیم، چنانكه علامه اقبال لاهوری می‌گوید:

می‌نرود تخم دل در آب و گل

بی ‌نگـاهی از خـداونـدان دل

و مولانا جلال‌الدّین می‌فرماید:

نفس را هیچ نكشـد جز  ظلّ  پیر

دامن آن نفس كُش را سخت گیر

و حافظ فرموده است:

قطع این مرحله بی‌همرهی خضر مكن

ظلمات است، بترس  از خطرِ  گمراهی

 

    اكنون پرسشی پیش می‌آید و آن، این است كه: آیا در عصر سعادت، یعنی زمان حضرت رسول(ص) تصوّف و طریقت وجود داشته است؟  اینك جواب آن: ...

ادامه نوشته

طریقت نقشبندی، مولانا خالد شهرزوری و شیخ سراج‌الدّين

« نقشبندي طريقتي است منسوب به خواجه بهاء‌الدّين محمّد نقشبند بخارايي(791 ـ 717 هـ). ولي بهاءالدّين را بنيانگذار و مؤسس آن نمي‌توان شمرد، طريقة او به حقيقت دنبالة طريقة خواجگان است، طريقه و سلوكي كه خواجه يوسف همداني(535 ـ 440هـ) و خواجه عبدالخالق غجدواني(575 ـ493 هـ)، بنيان نهاده بودند...

اين طريقت بر سنّت و شريعت و دوري از بدعت استوار است و تأكيد دارد و همين باعث شده است كه در شرق و غرب جهان اسلام،گسترش يابد و به خصوص، روش عرفاني علما و فضلا و ادبا و فقهاي اسلام بشود؛ شيخ ابن‌حجر هيتمي (974 ـ 909 هـ.)، عالم و فقيه مشهور اهل سنّت گفته است:« الطريقة العلية السالمة من كدورات جهلة الصوفيه، هي الطريقة النقشبندية »...

ادامه نوشته