نقشبندیان، مصلحان تصوّف اسلامی
(مأخوذ از مقدمۀ نويسندۀ فقيد استاد احمد طاهری عراقی بر كتاب قدسيه).
دو پیشوای بزرگ طریقت « خواجه عبدالخالق غجدوانی و خلفش بهاءالدّین نقشبند، به حقیقت مصلحان تصوف اسلامی بودند. مكتب آنان اعتراضی بود به تصوفی كه دستگاهی شده یود و بیش از آنكه به اصل و معنای عرفان بپردازد به ظواهر و رسوم میپرداخت. اعتراضی بود به صوفیان خانقاهی چله نشینِ خلوتگزینِ بیكاره و درویشانِ قلندروش یاوهگرد. مكتبِ نقشبندی آن گونه مراتب شیخی و مرشدی را كه جز نام و مقام چیزی در درون نداشت و از حقیقت ارشاد و تصوف دور شده بود و پوست بیمغزی را میمانست، رد میكرد. خواجه عبدالخالق میگفت: « درِ شیخی را دربند و درِ یاری را بگشای » و بهاءالدّین صوفیانی را كه پای همتشان به قید «سلسله» بود به سخره میگرفت، و «سلسلهها» و «كرسینامه» هایی را كه صوفیان دستگاهی ـ درست یا نادرست ـ از برای خود ساخته بودند، و بدان مفاخرت میكردند، بیارج میشمرد. میگفت: در راه تهذیب و كمال آدمی از سلسله كاری بر نیاید، از خود باید طلبید و در خود باید جست. وقتی، یكی از او پرسید: « سلسلۀ شما به كجا میرسد؟ تبسم كردند و گفتند: از سلسله كسی به جایی نمیرسد».
تصوف نقشبندی، سنّتی و معتدل و میانهرو است. پیروی از سنّت و حفظ آداب شریعت و دوری از بدعت اساس این طریقت است. در آن نه خلوت است و نه عزلت و نه ذكر جهر و نه سماع و ... آنچه در تعالیم نقشبندی بیش از همه تكرار شده است، یكی اتبّاع سنّت است و حفظ شریعت و دیگر توجّه به حقّ است و نفی خواطر.
مكتب نقشبندی، چله نشینی و خلوتگزینی و پرسه و سیر و تكدّی را با شعار« خلوت در انجمن و سفر در وطن» طرد كرد. صوفی نقشبندی باید به ظاهر با خلق باشد و به باطن با حق، با مردم درآمیزد و از بیكارگی و یاوگی بپرهیزد. سخن عبدالخالق غجدوانی است كه: « درِ خلوت را در بند و در صحبت را گشای ». و از خواجۀ نقشبند پرسیدند: « در طریقۀ شما ذكر جهر و خلوت و سماع میباشد؟ فرمودند كه: نمیباشد. پس گفتند:بنای طریقت شما بر چیست؟ فرمودند: خلوت در انجمن، به ظاهر با خلق هستند و به باطن با حقّ » و نیز همو گفته است كه:« طریقت ما صحبت است و در خلوت، شهرت است و در شهرت، آفت. خیریت در جمعیت است، و جمعیت در صحبت؛ به شرط نفی بودن در یكدیگر».
همین آسانی و سادگی و اعتدال سلوك نقشبندی، یكی از علل رواج آن شد. آنچنان كه این طریقه از ایالت چینی هانسو تا قازان و قفقاز و قسطنطنیه و از هندوستان تا مصر و شام و از بلخ و بخارا تا بصره و بغداد و از توران تا ایران ـ در همۀ بلاد اسلامی ـ انتشار یافت. و در یكی دوقرن یكی از بزرگترین و پرنفوذترین طرایق صوفیه بود.
میانهروی نقشبنديان و التزام آنان به شربعت نیز، سبب شد كه بسیاری از عالمان دین بدین طریقه بگرایند و به حلقۀ نقشبندیان درآیند و فاصلهای در میان طریقت و شریعت نبینند. آنچنان كه كسی چون ابنحجر هیتمی(974 ـ 909 هـ.)، در حق این طریقه گفته است:« الطریقة العلیة السالمة من كدورات جهلة الصوفیه، هی الطریقة النقشبندیة». با این همه این طریقه در تاریخ خود جریانی و احد و همسان نداشته است... .
گفتیم كه طریقۀ نقشبندی یك جریان اصلاحی در تصوف و دین بود. بهاءالدّین نقشبند همۀ آداب و رسوم و شعائر رائج صوفیه را چون خلوت و عزلت و سماع و... ملغی كرد و هرچه از دائرۀ مسلمانی بیرون بود و رنگی از بدعت داشت، باطل شمرد. و لذا بهاءالدّین را برخی «مجدّد مأیۀ ثامنه» شمردهاند».۱
ــــــــــــــــــــــــــــــ
۱. قدسیه(كلمات بهاءالدّین نقشبند)؛ با مقدمه و تصحیح احمد طاهری عراقی؛ كتابخانۀ طهوری،تهران 1354؛ صص 10 ـ 11 و 25 .
طریقت نقشبندی، مولانا خالد شهرزوری و شیخ سراجالدّين
شرح حال مختصر همه پيشوايان طريقت نقشبنديۀ مجدّديّۀ خالديۀ عثمانيه
توضیح لوگو: عبارت« بسمه سبحانه و تعالی» به خط حضرت حاج شیخ احمد شمسالدّین نقشبندی،فرزند چهارم حضرت شیخ سراج الدین. مشايخ نقشبندی هورامان همواره عبارت« بسمه سبحانه و تعالی» را (به همين صورت) در آغاز مكتوبات و نامههاي خود مينوشتهاند.