تعريف طريقت نقشبندي
در ميان اقوال برخي از پيران طريقت نقشبندي، به سخناني برميخوريم كه تعريفگونهيي است از اين طريقه. بعضي از متأخّرين نقشبنديه نيز كوشيدهاند بر اساس اقوال مشايخ و اصول و سنن متبعه به تعريف اين طريقه بپردازند.
بديهي است كه تعريف در اينجا از نوع تعاريف دقيق علمي و حدود مصطلح منطقي نيست. اين تعريفات در حقيقت بياني است از تجارب روحي و وصفي از مشاهدات و مكاشفات و تصويري از حيات دروني، و گاه ذكرِ غايت و عَرَض است و گاهي شرح آنچه بر صوفيه بايسته است از عبادات و مجاهدات و رياضات.
1. بهاءالدّين نقشبند گويد:« طريقۀ ما از نوادر است. عروة الوثقی است. چنگ در ذيل متابعتِ سنّتِ مصطفی ـ صلّی الله عليه و سلّم ـ زدهايم و اقتدا به آثار صحابۀ كرام او (رض) نموده».
2. خواجه علاءالدّين عطّار (متوفی 802 ق) گفته است: « طريق حضرت خواجۀ ما(بهاءالدّين نقشبند)ـ قدّس سرّه ـ اختيار فقر بود، و ترك دنيا و قطع تعلّقات و تجرّد كلّي و نفي ماسوی و همواره انفاس قدسيۀ ايشان در اثبات فقر و محبّتِ فقرا بود و فدا و ايثار ايشان در حدّ كمال بود».
3. عبدالرّحمن جامي (897 ـ 817 ق) گويد:« طريقۀ ايشان(نقشبنديان) اعتقاد اهل سنّت و جماعت است و اطاعت احكام شريعت و اتّباع سنن سيّدالمرسلين ـ صلّی الله عليه و سلّم ـ و دوام ِعبوديت كه عبارت است از دوام آگاهي به حق ـ سبحانه ـ بيمزاحمتِ شعور به وجودِ غيري».
4. خواجه حسن عطّار(متوفی 826 ق) ميگويد كه اين طريقه « اعلی اطوارِ سلوكِ جميعِ مشايخ است و اقربِ سُبل است الي المطلب الأعلی و المقصد الأسنی، و هو الله ـ سبحانه و تعالی ـ فأنّه يرفع حجب التّعيّنات من وجه الذّات الأحديّة السّارية في الكلّ بالمحو و الفناء في الوحدة حتّی تشرّق سبحات جلاله فتحترق ما سواء».
5. شيخ عبدالله دهلوي ( ملقّب به غلام علي. متوفی 1240 ق) گفته است:« حاصل اين طريقۀ شريفه، دوام حضور و دوام آگهي است به حضرت ذات الهي ـ سبحانه ـ با التزام عقيدۀ صحيحه موافق اهل سنّت و جماعت و اتّباع سنّت نبويه».
6. محمد بن سليمان بغدادي به نقل از رسالۀ شيخ مراد ازبكي، تعريفي جامع آورده است كه:« إن الطّريقة النّقشبندية،طريقة الصّحابة الكرام ـ رضي الله عنهم ـ باقية علی أصلها لم يزيدوا و لم ينقصوا. و هي عبارة عن دوام العبودية ظاهراً و باطناً، بكمال الإلتزام بالسنّة و العزيمة۱، و تمام الإجتناب البدعة و الرخصة۱ في جميع الحركات و السّكنات من عادات و معاملات مع دوام الحضور مع الله ـ تعالی ـ علی طريق الذهول و الإستهلاك».
[يعني: طريقۀ نقشبنديه، همان طريقۀ صحابۀ كرام است كه بر اصل خود باقي مانده و اينان نه بر آن افزودهاند و نه از آن كاستهاند و آن طريقه، عبارت است از دوام بندگي خداوند در ظاهر و باطن با كمال التزام عملي به سنّت نبوي و در پيش گرفتن عزيمت۱ و اجتناب كامل از بدعت و رخصت۱ در همۀ حركات و سكنات اعمّ از عادتها و رفتارها به همراه دوامِ بودن در حضور خدا به شيوۀ بيخودي و بيوجودي و فنا].
اين تعريف كه جامعترين تعريفات است در اكثر كتب متأخّرين نقل شده است. «محمّد امين الكُردي» در «مواهب السّرمديّة» با تغييراتي در اين تعريف، طريقۀ نقشبندي را چنين ميشناساند: « إنّ طريق السّادة النّقشبندية،هو التّمسّك بمعتقد اهل السّنة و الجماعة و دوام العبودية ظاهراً و باطناً، بإلتزام السنّة و الأخذ بالعزائم، و تجنّب الرّخص مع دوام الحضور مع الله ـ تعالی ـ علی طريق الذهول و الإستهلاك».
شريعت و سنّت ـ آنچه از اين تعريفات برميآيد، اين است كه همۀ مشايخ متّفقاً گفتهاند كه: ركن ركين طريقت نقشبندي، التزام شريعت است و اتّباع سنّت. در كلمات «خواجه بهاءالدّين نقشبند» و ديگر پيشوايان اين طريقه، جاي جاي بدين معني اشاراتي مييابيم.
از بهاءالدّين پرسيدند: « شما را به چه توان يافت؟ فرمودند به تشرّع». و نيز همو گفته است:« مسلماني و انقياد احكام و رعايت تقوی و عمل به عزيمت۱ و دور بودن از رخصتها۱، به قدر قوّت، همه نور و صفا و رحمت است، و واسطۀ وصول به درجات ولايت است». و در شبي كه بهاءالدّين را از خود غيبتي افتاده بود، در واقعه، «خواجه عبدالخالق غجدواني» بدو گفته بود كه: « در همۀ احوال، قدم بر جادۀ شريعت و استقامتِ امر و نهي ميبايد نهاد و عمل به عزيمت۱ و سنّت ميبايد كرد و از رخصتها۱و بدعتها نيك دور ميبايد بود و در همۀ احوال و افعال و اقوال،احاديثِ مصطفی (ص) را پيشواي خود ميبايد داشتن و دايماً متفحّص و متجسّس از اخبار رسول(ص) و آثار صحابۀ كرام او (رض) ميبايد بودن و در عمل به موجب آن كوشيدن».
و نيز خواجه بهاءالدّين« ميفرمودند: ما هرچه يافتيم به فضل، به بركت عمل كردن به آيات قرآن و احاديث نبويه و طلب كردن نتيجه از آن عمل و رعايتِ تقوی و حدود شرعيه و قدم زدن در عزيمت و عمل كردن به سنّت و جماعت و اجتناب از بدعت بود».
و خواجه عبدالخالق غجدواني در وصايا ميگويد: « بر تو باد بر سنّت و جماعت، ملازمت نمايي و بر طريقتِ سنّت قدم زني كه هرچه نو بيرون آوردهاند، آن مخالف سنّت و جماعت است...».
و شايد به سبب پيوستگي استوار اين طريقه با شريعت است كه خواجه بهاءالدّين، روي گردانيدن از اين طريقه را خطري ديني پنداشته است:« هركه از طريقۀ ما روي گرداند، خطر دين دارد».
در گفتار اخلافِ بهاءالدّين نقشبند نيز از اين دست سخنان بسيار هست، خاصه در كلمات «شيخ احمد فاروقي مجدّد الف ثاني»،كه در تمسّك به شريعت و اتّباعِ سنّت از اسلافِ خود پيشتر رفته بود.
مأخذ: مقدمۀ استاد دانشمند فقيد احمد طاهري عراقي بر كتاب قدسيّه(كلمات بهاءالدّين نقشبند) تهران،كتابخانۀ طهوري،1354 ،صص 53 ـ 50 با اندكي تصرّف.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
- رخصت و عزيمت از اصطلاحات علم اصولِ فقه است... «رخصت» در لغت به معني سهولت و آساني است و در اصطلاح عبارت است از « صرف الأمر ـ اي تغييره ـ من عسر إلی يسر بواسطة العذر من المكلّف»(يعني تغيير دادن حكمي دشوار به حكمي آسان به دلايلي از جانب مكلّف) بدين شرح كه در برخي از موارد به عللي خاص،حكمِ شرعي تغيير مييابد و اين تغيير اگر از حكم مشكلتري به حكم آسانتري باشد،«رخصت» ناميده ميشود. مانند روزۀ رمضان كه حكمِ اصلي آن وجوب است ولي به سبب عذرهايي چون بيماري و سفر، وجوبِ آن برداشته ميشود و به حكمي آسانتر ـ يعني افطار ـ تغيير مييابد. رخصت، يا واجب است چون اكل ميته براي مضطر، يا مندوب است چون قصر نماز مسافر، و يا مباح است چون ترك روزه در سفر.
و امّا «عزيمت» كه لغةً به معني قصد است، در اصطلاح، عكسِ رخصت است،يعني تغيير حكمي آسان به حكمي دشوار به عللي. مانند شكار كه حكم اصلي آن اباحت است ولي در هنگام احرام حج اين امر مباح، حرام ميگردد. عزيمت بر عدم تغيير احكام اصلي شرعي نيز اطلاق ميشود... .
محمّد امين الكردي در شرح «تباعد عن الرّخص»(دوري گزيدن از رخصتها) كه از مباني طريقۀ نقشبنديه است، ميگويد كه مراد از رخصت در اينجا چيزهايي است كه سالك بايد از آنها دوري گزيند چون استغراق( و زيادهروي) در لذّاتِ مباح و خنده و شوخي بسيار كردن و به غفلت بودن و پرخوردن [و خوابيدن بسيار]. و مقصود از رخصت در اين مقام ،مصطلح فقها نيست.
صوفيه هماره سالكان را به اجتناب از رخصت دستور ميدادهاند... ولي عمل به رخصت به حكم « والله يحبّ أن يؤخذ برخصته كما يحبّ أن تؤتی عزائمه»(قوت القلوب) به نظر پير راهبر بوده است... .
منبع: تعليقات استاد احمد طاهري عراقي بر كتاب قدسيه صص 113 ـ 112 .
مطالب مرتبط:
طریقت نقشبندی، مولانا خالد شهرزوری و شیخ سراجالدّين
آشنايی با طريقت نقشبندی(يك مقالة مفصل)
عارفان و تبعیّت از شریعت (بخش اول)
گفتگو با دکتر حامد الگار دربارۀ طریقت نقشبندی
سخني كوتاه درباره تصوّف و طرایق عرفانی
توضیح لوگو: عبارت« بسمه سبحانه و تعالی» به خط حضرت حاج شیخ احمد شمسالدّین نقشبندی،فرزند چهارم حضرت شیخ سراج الدین. مشايخ نقشبندی هورامان همواره عبارت« بسمه سبحانه و تعالی» را (به همين صورت) در آغاز مكتوبات و نامههاي خود مينوشتهاند.