عرفان:(درلغت يعني شناخت). مكتبي كه‌وصول به حقيقت معرفت را ازطريق رياضت‌وتهذيب‌نفس وتامل،جستجو مي‌كند.(رجوع كنيدبه:فرهنگ‌سخن؛دكترحسن انوري؛ذيل عرفان).عرفان دراصطلاح راه وروشي است‌كه طالبان‌حقّ براي نيل به مطلوب وشناسايي حقّ برمي‌گزينند.گفته‌اند شناسايي‌حقّ،به دوصورت ميسر است:يكي به‌استدلال،ازاثر به مؤثر،ازفعل به صفت واز صفت به ذات كه مخصوص انبياءواولياوعرفا است. اين‌معرفت‌شهودي،هيچ‌كس‌ را جز مجذوب‌ مطلق دست‌نمي‌دهد مگربه سبب طاعت وعبادت آشكاروپنهان،قلبي‌وروحي‌وجسمي.عرفان،خود بردوگونه يادو بخش است: عرفانِ‌عملي:سيروسلوك‌ووصل‌و‌فنا وعرفانِ‌نظري،يعني بيان ضوابط وروشهاي كشف وشهود.(رجوع‌كنيدبه: فرهنگ‌اصطلاحات وتعبيرات عرفاني؛دكتر سيّدجعفر سجادي؛كتابخانة‌طهوري؛چاپ‌چهارم،تهران؛صفحه577‌).

  عارف: دراصطلاح كسي است كه حضرت الهي او را به‌ مرتبةشهود ذات واسماء وصفات خود رسانيده واين مقام ازطريق حال ومكاشفه براوظاهر گشته نه از طريق علم ومعرفت. عارف ازوجود مجازي خود،محو وفاني گشته است وعبادت حقّ را ازآن جهت انجام مي‌دهد كه او رامستحقّ عبادت مي‌داند،نه جهت اميدِ ثواب وخوف عِقاب(عذاب)، عارف كسي است كه مقام تزكيه وتصفيةنفس را طي كرده واسرار حقيقت را دريافته باشد.(رجوع‌كنيدبه: فرهنگ‌اصطلاحات وتعبيرات عرفاني؛دكتر سيّدجعفر سجادي؛كتابخانة‌طهوري؛چاپ‌چهارم،تهران؛صفحات566-565‌).به‌عارف،ولي هم مي‌گويند.جمع‌عارف،عرفا وعارفان وجمع‌ولي اوليا است.(شرح كلماتي كه زيرآنها خط كشيده‌شده‌است،ان شاءا... بعداً خواهدآمد). 

    ارشاد:راه‌ِراست نمودن‌وراه به حقّ نمودن ومرشد به معني راهنما وپير وكسي است‌كه‌ خود به كمال رسيده ،خداوند را نيك مي‌شناسدوديگران را به سوي او رهنمون مي‌شود.

    سلسله:ترتيب واسامي پيرانِ‌طريقت (است) تا به اسم يكي از ناموران اهلِ‌ارشاد رسد.فرقه‌اي ازتصّوف است كه مؤسس آن يكي ازمشايخ است وپس از اوجانشينانش يكي‌پس‌ازديگري،پيشوايي‌فرقه رابرعهده دارند:سلسلة‌ذهبيه؛سلسلة‌نعمة‌اللهيه.(لغت‌نامة دهخدا؛ذيلِ‌سلسله). سلسلةنقشبنديه=طريقة‌نقشبنديه.

   طريقت:طريقه،روش‌وتيره،مسلك...دراصطلاح‌صوفيان،طريقي‌است‌كه رسانندةكسان به‌سوي خداي‌تعالي است،چنانكه شريعت راهي‌ است‌كه انسان رابه بهشت مي‌رساند،وطريقت اخصّ‌ازشريعت است،زيراطريقت هم مشتمل‌براحكام شريعت ازقبيل‌اعمال‌صالحِ‌بدني‌واجتناب ازمحرّمات‌ومكروهاتِ‌عمومي وهم مشتمل براحكام خاصّي است مانند اعمال قلبي واجتناب ازهمةماسوي‌الله(غيرخدا)....(لغت‌نامة دهخدا؛ذيلِ‌‌طريقت).