گوئيا تعزيت شاه حسام الدين است...
(به مناسبت شصت و نهمین سالگرد رحلت قطبالعارفین حضرت شیخ علی حسامالدّین نقشبندی)
.
اشاره : آراستگی مشایخ طریقت نقشبندی به اخلاق پیامبراكرم (ص)، و پیراستگی این طریقت از بدعتها و خرافات و تأكید بر پیروی از شریعت و سنّت نبوی،سبب شده است كه علما و دانشمندان بسیاری به این طریقت روی آورند؛ شیخ ابنحجر هیتمی (974 ـ 909 هـ)، عالم و فقیه مشهور اهل سنّت گفته است:« الطریقة العلیة السالمة من كدورات جهلة الصوفیه، هی الطریقة النقشبندیة»:(طریقت بزرگی كه از تیرگیهای جاهلان اهل تصوّف سالم باشد،همانا طریقت نقشبندی است) به همین سبب است كه طریقت نقشبندی، به طریقت علما شهرت یافته است.
افزون بر این عظمت اخلاقی، نفوذ معنوی و قدرت روحی شگرف مشایخ نقشبندی، همواره عارفان،دانشمندان،نوابغ و شعرای معاصر آنان را به تبجیل و تجلیل از مقام شامخ ایشان واداشته است،دانشمندان هر عصر هنگامی كه به حضور پیران نقشبندی رسیدهاند، ناگزیر در برابر آنان سر تعظیم فرود آورده و با افتخار به جمع ارادتمندان و پیروانشان پیوستهاند؛ دقّت در مدایح و مرثیههای كه دانشمندان و شعرا و نوابغ معاصر مشایخ دربارة آنان نوشتهاند، این حقیقت را بر همگان آشكار میكند.
اكنون به مناسبت شصت و نهمین سالگرد رحلت قطبالعارفین و ملاذالسّالكین حضرت شیخ علی حسامالدّین نقشبندی(متوفای 27 ذیحجة سال 1358 قمری مطابق با 16 بهمن 1318 شمسی) ابیاتی از مرثیههای سه تن از دانشوران و نویسندگان نامی كُرد را كه در سوگ آن بزرگمرد سرودهاند نقل میكنیم:
۱. ابیاتی از مرثیة دانشمند نامور و نابغه آیت الله مردوخ كردستانی (جمال الدّین محمّد) مؤلف كتابهای: فقه محمّدی،تاریخ مردوخ، فرهنگ مردوخ و دهها كتاب دیگر:
این چه غوغاست كه در خیلِ ملایك افتاد
وین چه ماتم كه ز هر سوی برآید فریاد؟
رستخیز است كه این ولوله برپا شده است
یا كه افتاد همی زلزله در كشور ماد؟
هندو و گبر و مسلمان و نصاری و یهود
مو كَنان، مویه كُنان، غمزده با ناله و داد
قدسیان بانگ برآورده به زاری و فغان
عرشیان نوحه كنان بر درِ خلّاقِ عباد
انبیا خامش و سر بر سر زانو غمگین
اولیا خاسر و مهموم الی یوم تناد
گوئیا تعزیت شاه حسام الدّین است
كاین چنین زاهل زمین صبر همی رفته به باد
آری این مَه، مه قُربان و همی جانِ جهان
از وفا جانِ گرامیش همی فدیه بداد
كاش جان همه قربان تو میشد ای جان
صد هزاران دل و جان فدیه و قربان تو باد!
ختم شد بر تو ولایت چو نبوّت به رسول
مادر دهر دگر همچو تو فرزند نزاد...
چون نلرزد كرة خاك و ننالد گردون
كه نهان شد به دل خاك رئیسِ اوتاد
منبعِ جود و سخا، مخزنِ اسرارِ وجود
معدنِ عقل و ذكا، نور هدی، قطب رشاد
گوهرِ نطق و بیان، مایة تقوی و ورِع
محور هوش و خرد، مظهر ارشاد و سداد
گر كه كوی تو همی قبلة آمال نبود
اهلِ عالم ز چه رو روی به كوی تو نهاد؟
رهبرِ هردو جهان پیشروِ متقیان
مرشد كلِّ امم، كعبة آفاقِِ عباد
با كمال است و عطا در همه آفاق مثل
به جلال است و سخا، شهره به هر شهر و بلاد
گشت از موهبتش مُلكِ حقیقت، روشن
شد ز انفاسِ خوشش، كوی طریقت، آباد
در سرِ سلسلة حلقة ختمش همه جا
شبلی و دهلوی و غوث و جنیدِ بغداد
امر او، همچو قضا بود روان در اكناف
حكمِ او بود روان، همچو روان در اجساد...
ماتم شاه حُسام است و جهان، پر غوغا
رودِ سِروان شده خون، ناله كنان تا بغداد
نفس او چونكه شده راضیة مرضیه
"ارجعی" امر شدش از طرف ربّ عباد...
از قفس جسته و بر كنگرة عرش پرید
ای خوش آن مرغ كه زینسان ز قفس، بال گشاد
خلق گویند چه دین دارد و آیین «آیت»
دین و آیین مرا مرگِ «علی» داده به باد
دینِ من عشق خدا، حبّ «علی» آیینم(1)
دارم امید كه این كیش به من بیش مباد
باشد آزاد ز من هركه مرا هرچه بخواند
هیچ آیت سخن بیخردان گوش نداد...
كس نگوید كه علی مرده،علی،جاوید است
رادمردان، ز رهِ مرگ ربایند مراد
زندة عشق نمرده است و نمیرد هرگز
بی مریدان به سفر رفته خدا یارش باد!
۲. ابیاتی از قصیدة عربی پنجاه و دو بیتی مدرّسِ نامور،فرید دوران،دانشورِ معزّز استادالأساتید مرحوم علامه عبدالحمید بدیعالزمانی مِهی سنندجی(استاد ممتاز دانشگاه تهران):
غوث الأنام حسام دین المصطفی
من لم یزل لعدی الهدی حسّاما
قطب الوجود إبن «البهاء» بن «السّرا
ج» البالغین ذری السماك مقاما
---
إنّ الطّریق النّقشبندی الّذی
أضحی أصحّ طریقة أعلاما
أمسی بموتك باكیاً، متفجّعاً
و یكاد یودی علّة و سقاماً
---
لمّا هممتُ أن اءرّخ فوته
اُلهمتُ من مولی الوری الهاما
كان الحسام نظامِ دین محمّد
تـأریـخـه قـمـریـة أعـوامـا
واثنین زد شمسیة سنواتها
أرضی اله الساجدین حساما
۳. ابیاتی از مرثیة نویسنده و ادیب لبیب فقید استاد بابا مردوخ روحانی (شیوا)مؤلف « تاریخ مشاهیر كُرد»:
دردا از این عزای مِحَن زای جان گَزا
یعنی وفات قطبِ جهان، پیر پارسا
شیخ الشیوخ، عارف آزادة همام
سلطان دین، نظام ِزمین، آیت خدا
فرزانه آیتی ز مكاتیب نقشبند
برجسته رهبری ز دبستان اصفیا
یعنی« حسام ملّت و دین»،شمعِ انجمن
تنها نمونهای ز نیاكانِ اتقیا
سبّاحِ بحرِ معرفتِ آفریدگار
بر كشتی طریقتِ نقشیه، ناخدا
پورِ «بها» نوادة پاك «سراجِ دین»
شمع هدی، حبیب خدا، كوه اعتلا
بگزیده مُلهَمی كه به قرنِ اخیر بود
فرخنده پیر محرم دربارِ كبریا
خلقی ز یمن همّتِ انفاس پاكِ او
با ذات حق شدند به كامِ دل آشنا
عمر شریف وی ز ثمانین گذشت و بود
افزون ز شصت سال بر این خلق مقتدا
افشاند از غبارِ علایق دو آستین
مردانه زد به نفس فریبنده پشتِ پا
- - -
یا سیّدی تو رفتی و ما را گذاشتی
با داغِ مرگِ خویش، قرینِ دوصد بلا...
ما راست در عزای تو ای شیخِ مستطاب
جان خسته، دل شكسته،زبان بسته، تن دوتا
گر ما ز محضرِ تو به ظاهر شدیم دور
خود شادمان گزیده مكان نزدِ مصطفی(ص)
مشمولِ رحمت و كرَمِ ذاتِ ایزدی
با جرگة مقدّس اقطابِ اولیا
یا ربّ بلند دار مقامات آن بزرگ
وز ما به خیر، خدمت او را بده جزا
یارب هماره همّت وی باد دستگیر
ما را به تنگنای جهان پر از عنا .
>> شیخ رضا طالبانی، حاج توفیق بیگ(پیرهمیردی نهمر)،ماموستا ناری(كاكه حهمهی بیلو)،سیدبهاءالدین شمسالأشراف قریشی،استاد عبدالرّحمن شرفكندی(ههژار)، شیخ محمّدعلی افندی،شیخ محییالدین شیدا،سید احمد هویه، ملا حسن جوهری،افتخار دفتر سنندجی،سید كاظم ابراهیمی صلواتآباد،خلیفه بابا عائیلی، ،شیخ معروف هولیر،حاج شیخ محمّد حسامی دادانه(عاشق)،شیخ احمد سپیران و علی بیگ حیدری نیز از جملة كسانی هستند كه در مدح یا رثای حضرت حسامالدّین شعر سروده و به آن بزرگ ارادت میورزیدهاند.
1. «آيت»، تخلّص شعري «آيت الله مردوخ» و «علي»، اسم «حضرت حسامالدّين» است.
منابع:
ـ تاريخ مشاهير كُرد، بابا مردوخ روحاني شيوا(جلد دوم).
ـ زندگينامة عارف ربّاني حضرت شيخ محمد علي ملقب به حسامالدّين هورامي؛ سوران حسامي نقشبندي.
ـ زندگينامه و خدمات علمي و فرهنگي بديع زمان و فريد دوران عبدالحميد بديعالزماني كردستاني؛زير نظر و اشراف دكتر مهدي محقّق،انجمن آثار و مفاخر فرهنگي.
توضیح لوگو: عبارت« بسمه سبحانه و تعالی» به خط حضرت حاج شیخ احمد شمسالدّین نقشبندی،فرزند چهارم حضرت شیخ سراج الدین. مشايخ نقشبندی هورامان همواره عبارت« بسمه سبحانه و تعالی» را (به همين صورت) در آغاز مكتوبات و نامههاي خود مينوشتهاند.