شمار بسيار زيادي از دانشمندان،مجتهدين،علما و شعراي بزرگ و برجسته و مشهورِ كُرد پيرو طريقت نقشبندي بوده‌اند، وبلاگ نقشبنديه بر آن است كه شرح حال اين بزرگان را به تدريج منتشر كند. علامه مولانا عبدالعظيم مجتهد سنندجي يكي از علماي بزرگ نقشبندي است كه شرح حال او در پي مي‌آيد:

 

   مولانا عبدالعظيم مجتهد فرزند ملا عبدالمجيد فرزند ملا حمزۀ حكّاك فرزند ملا عبّاس مشهور به«اياز» از نسل زاهد معروف سليمان بيگ بانه(مدفون در مدينۀ منوره) است كه سلسله نسب آنان به مشايخ كاكو زكريا منتهي مي‌شود.

   مولانا عبدالعظيم چهارم ماه رمضان‌المبارك سال 1285 هـ.ق در شهر سنندج متولّد شده و در صبح روز جمعه بيست و سوم ماه رمضان سال 1367 هـ.ق،برابر با هشتم مرداد ماه 1327 هـ.ش، در همان شهر وفات يافته است. تحصيلاتش را ابتدا نزد پدرش ملا عبدالمجيد كه شخص فاضل و دانشمندي بوده شروع كرده و بعد از آن مدتي در مدرسۀ نصير ديوان سنندج، نزد سيّد عبدالله مدرّس چوري درس خوانده است. پس از وفات سيّد عبدالله به سال 1307 هـ.ق، راه عراق را پيش گرفته و چند صباحي در بياره، در خدمت علامه ملا عبدالقادر مدرّس كاني كبودي تلمّذ نموده و سرانجام اجازۀ افتا و تدريس گرفته است. متعاقباً همانجا از محضر پر بركت حضرت ضياءالدّين عمر نقشبندي(فرزند دوم حضرت شيخ سراج‌الدّين اوّل) به كسب فيض و اخذ طريقه پرداخته و مدّت هفت سال در ملازمت خانقاهِ مرشد، مشغول سلوك بوده و پس از دريافت خرقۀ فقر و اجازۀ خلافت به سنندج برگشته و تا آخر حيات در چندين مدرسه، از جمله مدرسه و مسجد طوبی خانم به تدريس و تعليم و تحقيق مشغول بوده است.

   مرحوم علامه مجتهد،دانشمندي آزاده و فاضلي فرزانه بود كه عمري را به نيكنامي و عزّت نفس به نشر شريعت و تدريس و مطالعه و تأليف سپري كرد. بسيار باخدا و اهل تقوی و به مال دنيا بي‌علاقه بود و به چيزي جز كتاب دلبستگي نداشت. در خانۀ محقّري در نهايت سادگي مي‌زيست؛ با همگان از فقير و غني،اداري و بازاري،كشوري و لشكري معاشرت داشت؛ مورد احترام و تكريم همۀ طبقات مردم بود. تدريس را به خاطر حضور مهمانانش ـ از هر طبقه و صنفي ـ تعطيل نمي‌كرد و بدون هيچ ملاحظه‌اي به تقرير و بحث خود ادامه مي‌داد؛ طلاب، بسيار علاقه‌مند بودند كه در حلقۀ تدريسش بنشينند و از مائدۀ معلومات ارزشمندش فائده برگيرند و ريزه‌اي بچينند.

   تأليفات و آثار زيادي از اين عالم بزرگ و متقي برجامانده است، ازجمله:

  1. حواشي بر جمع‌الجوامع در اصول.
  2. تعليقات بر تقريب‌المرام در حكمت.
  3. حواشي بر تحفۀ شيخ ابن حجر مكّي هيتمي در فقه.
  4. حواشي بر خلاصة الحساب و تشريح‌الأفلاك شيخ بهاءالدّين عاملي.
  5. رساله‌اي در اثبات واجب.
  6. رساله‌اي دربارۀ تصوّف.
  7. رساله‌اي مستدل دربارۀ وجوب غسل پا در وضو.
  8. رساله‌اي دربارۀ تحريم متعه.
  9. رساله‌اي دربارۀ اجتهاد.
  10.  رساله‌اي در ردّ مذهب وهابي.
  11.  رساله‌اي دربارۀ ايمان ابوطالب پدر حضرت علي رضي الله عنه۱.

 

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

1. تاريخ مشاهير كُرد از بابا مردوخ روحاني(شيوا)،جلد دوم،صص 289 ـ 288 با اندكي تصرّف.

 

مطالب مرتبط:

 

شرح حال مولانا نورالدّين عبدالرّحمن جامي

زندگينامة خودنوشتِ علامه ملا عبدالكريم مدرّس

فرزندان شيخ سراج‌الدّين (قدّس سرّه)